به گزارش خبر زاگرس، سیده رقیه پناهی یکی از معدود مدیرانی است که در دولت چهاردهم سر جای خودش منصوب شده است؛ او هم اصلاحطلب است، هم از خانواده بزرگ نظام سلامت است و هم بانویی فعال در عرصه سیاست و اجتماع است.
بدون اغراق باید او را یکی از بهترین انتخابهای استاندار کهگیلویه و بویراحمد در دولت چهاردهم و یکی از انتصابات شایسته بهداشت و درمان در این دولت دانست.
او ۸ ماه است که رییس دانشگاه علوم پزشکی یاسوج شده و در همین مدت اندک نشان داده که او در جای خودش مسئولیت گرفته و مدیری در کلاس دولت و شعارهایش است.
واقعیت این است که دانشگاه علوم پزشکی در دو دهه اخیر، جولانگاه سیاسیون و حیات خلوت نمایندگان، سهمخواهان و همه ذینفوذها بوده است.
دانشگاه علوم پزشکی در یک دهه اخیر، همواره تیتر رسانهها در حاشیهها بوده به طوری که این محیط علمی تا حد زیادی از حالت آکادمیک و دانشگاهی فاصله گرفت.
تقریبا کار تا جایی پیش رفت که هر کسی را میخواستند جایی استخدام کنند و امتیازی بدهند، سهلالوصولتر از دانشگاه علوم پزشکی سراغ نداشتند و همین هم موجب زمینگیر شدن دانشگاه شد.
اگر بگوییم سیده رقیه پناهی آمد و جلوی همه این آشفتهبازارها را گرفت، قطعا اغراق کردیم، چرا که هیچ فردی یک تنه و یک روزه نمیتواند ویرانهای را آباد کند اما با اطمینان میتوان گفت که رئیس جدید دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، شیب تند روند بینظمیها، بیاعتنایی به قانون، جولان سیاسیون و سهمخواهیها را متوقف و آن را به طرز محسوسی کاهش داد.
مدیریت ۸ ماهه خانم پناهی بر علوم پزشکی یاسوج یک تصویر کلی را به بیرون ترسیم کرد و آن این است که خانم پناهی قانونمند است و دیگر هر کس هر کاری بخواهد نمیتواند در علوم پزشکی انجام دهد!
این تصویر از دانشگاه و همین یک اثرگزاری در طول ۸ ماه برای کارنامه موفق این بانوی اصلاحطلب کافی است اما قطعا او دستاوردهای مهمتری هم داشت.
تصمیمات کمیتهای و شورایی و پرهیز از یکجانبهگرایی و نفوذ، مهمترین تاثیر خانم پناهی در دانشگاه علوم پزشکی بود به طوری که هر تصمیم و هر بررسی باید در شورای مربوطه بررسی و تصویب شود و این اقدام جلوی بسیاری از رانتها و امتیازها را گرفت و اگر او با همین فرمان جلو برود قطعا این تغییرات در رویکردهای مدیریتی دانشگاه برای افکار عمومی و همه جامعه، عیان و ملموس خواهد شد.
باید گفت دانشگاه در حال برگشت به مسیر اصلی و درست خود است اما نمیتوان با قاطعیت گفت که خانم پناهی در مقابل فشارها، نفوذها، سفارشات، سهمخواهیها و رانتها کم نمیآورد و تا آخر با همین فرمان جلو میرود به عبارتی باید گفت شاید آنهایی که دانشگاه را فرصتی برای امتیاز و رانت و سهم میبینند، نتوانند تا آخر خانم پناهی را با این روحیات، تحمل کنند.
تلاش مخالفان، منتقدین و از سوی دیگر کسانی که با این شیوه مدیریتی خانم پناهی دستشان از برخی فرصتها کوتاه شده، در چند ماه اخیر شدت گرفته و به نوعی دانشگاه را شخم زدند تا سوژهای پیدا کنند و خانم پناهی را به چالش بکشانند.
شکی وجود ندارد که دانشگاه هنوز هم ایرادات زیادی دارد اما آنچه بتوان محصول مدیریت خانم پناهی و سوژهای مناسب برای به حاشیه راندن او باشد، دستگیر مخالفان و منتقدین او نشد.
سوژهی اخیری که به آن دامن زدند، موضوعی بوده که میتوان آن را سندی از مدیریت سالم و منطقی پناهی دانست چرا که معلوم است موضوع مهمتر و بزرگتری پیدا نکردند.
برخی در چند روز اخیر تلاش کردند تا صحبتهای رییس دانشگاه علوم پزشکی یاسوج در جمع مردم روستای بردیان را سوژه کنند و آن را بهانهای برای حمله به او کنند؛ اما واقعا اصل ماجرا چه بود و خانم پناهی چه گفت؟
واقعیت این است که روز گذشته، رئیس دانشگاه علوم پزشکی یاسوج به روستای زادگاه خود رفت و آنجا در معرفی مردم این روستا و هویت قومیتی آنها سخنانی گفت که هم واقعی بودند و هم در آن موقعیت ایجاب میکرد که این سخنان گفته شود.
خانم پناهی در جمع چند نفره مردم روستای بردیان، سادات رضاتوفیقی و تیره علایی را مردمی فهیم و اهل دانش و معرفت خواند و گفت که این قوم آنقدر مناعت طبع دارند که تاکنون خواستهای از من که فرزند آنها هستم نداشتند؛ پناهی گفت که سادات رضاتوفیقی در علم و دانش پیشتاز هستند و….
حالا منتقدین و مخالفان مدیریت جدید دانشگاه این صحبتها را فخرفروشی دانستند چرا که خود خانم پناهی نیز از همین سادات جلیلالقدر است و به عقیده منتقدین، تعریف و تمجید او از این قوم به معنی فخرفروشی است!
نکته مهم این است که کاملا منطقی است که یک مدیر در جمع مردم یک روستا یا یک منطقه یا قوم از خوبیها و صفات برجسته آنها یاد کند و این کاملا طبیعی و مرسوم است و همه مقامات در چنین شرایطی چنین حرفهایی میزنند.
نکته دوم اینکه خانم پناهی در مورد هیچ قوم دیگری صحبت نکرد و صرفا به خصوصیات مثبت این سادات جلیلالقدر پرداخت.
باید گفت که سادات رضاتوفیقی واقعا مثل بسیاری از اقوام و طوایف لر، در علم و دانش سرآمد هستند و فرزندان شایستهای از این قوم به مدارج بالا دست یافتند و به مردم خدمت کردند؛ بنابراین، خانم پناهی حرف عجیبی نزد، شاید هم این منتقدین و حاشیهسازها، انتظار دارند خانم پناهی یا هر مدیر دیگری در جمع مردم بخواهد از خصلتهای منفی آنها حرف بزند؟
نکته بعدی اینکه خانم پناهی در جمع مردم روستایی صحبت کرد که بسیاری معتقدند به لحاظ خدمات، مورد کملطفی قرار گرفتند لذا باید گفت که خانم پناهی با این صحبتهای بهجا و واقعی، به خوبی فضای مطالبهگری آنها را مدیریت کرد و با رضایت و استقبال خوب مردم، این دیدار را به پایان رساند.
همچنین، در این دیدار، خانم پناهی با افتخار خود را فرزند این مردم خواند و گفت که نماینده آنها در پیگیری مطالباتشان است و این صحبت هم کاملا منطقی و به جا گفته شد.
نکته دیگر اینکه این صحبتها در یک جمع ۲۰ نفره و محدود ایراد شدند که گویا تیم رسانهای دانشگاه قصدی برای رسانهای کردن آن نداشتند اما یک فرد با ضبط این صحبتها و به قصد حاشیهسازی، آن را در فضای مجازی نشر داد.
نهایتا اینکه اینگونه اقدامات و حاشیهسازیها بیش از آنچه با هدف تخریب مدیریت دانشگاه علوم پزشکی باشد، موجب ایجاد اختلافات قومی و منطقهای میشوند و قطعا نیت خیری در آنها نیست.



