- خبر زاگرس - https://khabarezagros.ir -

مدیریت فشارهای بیرونی؛ روایت هشت ماه استقلال و شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی یاسوج

در سال‌های گذشته دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، عرصه‌ای برای کشمکش‌های سیاسی و نماد قدرت‌ورزی گروه‌های مختلف بود و معمولاً ریاست آن با سهم‌خواهی‌ها و فشارهای بیرونی همراه می‌شد. اما با انتصاب رقیه پناهی به‌عنوان نخستین زن در رأس این دانشگاه، رویکردی متفاوت در مدیریت این نهاد شکل گرفته که هم بر استقلال نهادی، و هم بر شفافیت و فاصله‌گذاری با شبکه‌های قدرت تأکید دارد. همین تفاوت در شیوه مدیریت نیز مخالفانی جدی برای او در پی داشته است.

به گزارش خبر زاگرس، دانشگاه علوم پزشکی یاسوج بزرگ‌ترین نهاد متولی سلامت و بهداشت و درمان در استان کهگیلویه و بویراحمد است و به همین دلیل همواره در کانون توجه افکار عمومی و حساسیت شهروندان قرار داشته است. این دانشگاه در طول سال‌ها نه صرفاً یک نهاد تخصصی حوزه سلامت، بلکه به‌نوعی موقعیتی نمادین در ساختار اجتماعی و سیاسی استان داشته است؛ به‌گونه‌ای که انتصاب رئیس دانشگاه در بسیاری از مقاطع یادآور رقابت‌های انتخاباتی و عرصه‌های سهم‌خواهی سیاسی بوده است. طی سال‌های گذشته گاه دیده می‌شد که مراسم‌های تودیع و معارفه رؤسای این دانشگاه تا حدی شلوغ و پرحاشیه برگزار می‌شد که فضای آن بیشتر شبیه یک کارزار سیاسی بود تا یک رویداد مدیریتی. این تجربه‌ها در حافظه عمومی استان رسوب کرده و سبب شکل‌گیری نوعی تصور عمومی شده است که ریاست دانشگاه علوم پزشکی معادل با به‌دست‌ آوردن یک جایگاه قدرت سیاسی است.

 

اما با تغییر دولت و روی کار آمدن دولت مسعود پزشکیان، رویکرد وزارت بهداشت در انتصاب رؤسای دانشگاه‌های علوم پزشکی دچار تغییراتی چشمگیر شد. یکی از نشانه‌های این تغییر در استان کهگیلویه و بویراحمد، انتصاب رقیه پناهی به‌عنوان نخستین زن رئیس دانشگاه علوم پزشکی یاسوج بود؛ انتصابی که خود به‌تنهایی از چند جهت اهمیت داشت. نخست از این جهت که شکست یک الگوی مردانه‌ تاریخی در مدیریت این دانشگاه تلقی می‌شد و دوم از این جهت که نشان‌دهنده نوعی تلاش برای فاصله‌گیری از الگوی گذشته بود که در آن پیوندی بین توزیع مناصب مدیریتی و شبکه‌های سیاسی برقرار بود.

 

با این حال، رسوبات ذهنی و توقعات گذشته به‌سادگی از بین نرفت. همان فشارهایی که پیش‌تر بر رؤسای این دانشگاه وارد می‌شد، یعنی فشار برای همراهی با گروه‌های ذی‌نفوذ، برخی نمایندگان و جریان‌های سیاسی، این بار نیز پدیدار شد. به‌عبارت دیگر، پناهی در همان ابتدا با مسئله‌ تلاش برای تبدیل دانشگاه به عرصه‌ای برای بازتولید روابط قدرت از سوی جریان‌های سیاسی روبه‌رو شد. اما چیزی که تاکنون قابل مشاهده است این است که پناهی نه تنها مقهور این فشارها نشده، بلکه در مسیر متفاوتی قدم گذاشته است که بر استقلال نهادی، شفافیت و حرکت به سمت مدیریت حرفه‌ای تأکید دارد.

 

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تغییر رویکرد در دوره فعلی، کاهش چشمگیر حاشیه‌ها در حوزه پروژه‌ها، استخدام‌ها و انتصاب‌هاست. در سال‌های نه‌چندان دور، گاه شاهد ورود گروهی و فله‌ای افراد به بدنه دانشگاه بودیم که نه بر مبنای نیازهای سازمانی و شایستگی حرفه‌ای، بلکه بر اساس سفارش‌ها و بده‌بستان‌های سیاسی صورت می‌گرفت. همچنین در حوزه انتصاب‌ها، گاه معیار شایستگی و تخصص در برابر ملاحظات قدرت و نزدیکی سیاسی به حاشیه رانده می‌شد. اما در هشت ماه اخیر، شواهد نشان می‌دهد که عملاً چنین روندهایی متوقف شده و انتصاب‌ها بر مبنای نیازهای تخصصی دانشگاه و توانمندی‌های مدیران صورت گرفته است. این تغییر، ولو نسبی، برای افکار عمومی استان کاملاً محسوس بوده است؛ به‌ویژه که بسیاری از پست‌ها به نیروهای جوان، متخصص و کمتر شناخته‌شده‌ای سپرده شده که سابقه حاشیه‌سازی یا وابستگی به حلقه‌های قدرت ندارند.

 

از سوی دیگر، پناهی از همان ماه‌های نخست، مسئله شفافیت را به‌طور جدی در دستور کار قرار داد. یکی از عرصه‌های حساس در هر نهاد بزرگ دولتی، حوزه معاملات و مناقصه‌هاست که به‌طور بالقوه امکان بروز فساد، تبعیض یا تخصیص‌های رانتی در آن وجود دارد. برگزاری علنی مناقصه‌ها با حضور دوربین و رسانه‌ها اقدامی است که نه تنها پیام اعتمادسازی برای جامعه دارد، بلکه به‌طور عملی قدرت چانه‌زنی گروه‌های ذی‌نفوذ را نیز کاهش می‌دهد.

 

اما شفافیت تنها در حوزه معاملات نیست. یکی از حوزه‌های محل مناقشه در دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، موضوع منازل سازمانی است. این منازل، طبق منطق طراحی‌شان، باید در اختیار نیروهایی قرار گیرند که توانایی مالی یا زیرساختی برای تأمین مسکن ندارند. اما در عمل، مواردی مشاهده شده که افراد دارای چندین واحد مسکونی، سال‌ها از این منازل استفاده کرده و از خروج از آن‌ها سر باز زده‌اند. در جریان تجمعات اخیر کادر درمان، یک نفر به‌درستی پرسید که این منازل قرار است در اختیار چه کسانی باشد؟ «آن‌ها که ناتوان‌اند یا آن‌ها که مرفه‌اند؟» اکنون شواهد نشان می‌دهد پناهی روند حقوقی و اداری لازم برای بازپس‌گیری منازل سازمانی و بازتخصیص آن‌ها بر اساس معیارهای قانونی را آغاز کرده است.

 

با این حال، مسئله‌ای که در روز‌های اخیر بازتاب بیشتری یافت، سخنرانی پناهی در جمع مردم روستای بردیان بود. این روستا با حدود شش هزار نفر جمعیت، یکی از نقاطی است که از نظر دسترسی به خدمات درمانی نیازمند توجه جدی است. پناهی در سخنان خود تأکید کرده بود که این منطقه خدمات متناسب با جمعیت خود دریافت نکرده و او وظیفه خود می‌داند که این محرومیت را مطالبه کند. اما لحن او به گونه‌ای بود که گویی از ادبیات طایفه‌ای یا نژادی استفاده کرده است. اگر دقیق‌تر به متن و زمینه سخنان نگاه کنیم، روشن است که هدف او نه تأیید برتری قومی، بلکه بیان یک عدم دسترسی خدماتی بوده است. با این حال، مسئله مهم‌تر این است که نحوه بیان و انتخاب واژگان او به‌گونه‌ای بود که امکان سوءبرداشت را فراهم کرد. این امر، به فقدان تجربه او در میدان سیاسی بازمی‌گردد. پناهی پیش از ریاست دانشگاه، بیشتر در موقعیت‌های تخصصی فعالیت کرده بود و طبیعی است که هنوز زبان سیاسی–عمومی او انسجام و صیقل لازم را پیدا نکرده باشد. این موضوع البته قابل اصلاح است و به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند به‌عنوان نقطه‌ضعف اساسی تلقی شود.

 

در همین زمینه، بررسی‌های بیشتر نشان می‌دهد که برخی جریان‌ها به‌صورت هدفمند و سازمان‌یافته در جهت تخریب چهره پناهی فعالیت می‌کنند. این جریان‌ها احتمالاً پناهی را به‌عنوان یک رقیب سیاسی آینده تصور کرده‌اند. در حالی که پناهی اساساً در جایگاهی قرار دارد که ماهیت آن رقابت سیاسی نیست. ریاست دانشگاه علوم پزشکی، جایگاه سیاست‌گذاری عمومی و مدیریت خدمات است نه کسب قدرت سیاسی. اما ساختار سیاسی و اجتماعی استان به‌گونه‌ای است که هر موقعیتی که فرصت دیده‌شدن اجتماعی ایجاد کند، بلافاصله در مدار رقابت‌های سیاسی قرار می‌گیرد. در چنین بستری برخی گروه‌ها به دنبال حذف یا تخریب چهره‌هایی هستند که مستقل از شبکه‌های قدرت عمل می‌کنند.

 

با این حال، سنجش عملکرد پناهی تنها از طریق تحلیل حواشی و تنش‌ها ممکن نیست؛ باید به نتایج نیز نگاه کرد. بر اساس آمارها و گزارش‌های رسمی و همچنین مشاهدات میدانی، در چند ماه اخیر بهبودهایی در حوزه خدمات درمانی، توزیع نیروی انسانی، و پیگیری طرح‌های نیمه‌تمام مشاهده شده است. البته این را باید با احتیاط بیان کرد، زیرا تحول نهادی و ساختاری زمان‌بر است و نمی‌توان در فاصله‌ای کوتاه انتظار تغییرات اساسی داشت. اما در همین مدت کوتاه نیز می‌توان گفت که روندی شکل گرفته که مبتنی بر حرفه‌گرایی، شفافیت، جوان‌گرایی و فاصله‌گذاری با شبکه‌های قدرت است.

 

اگر این روند تثبیت شود، می‌تواند نه تنها برای دانشگاه علوم پزشکی، بلکه برای سایر نهادهای استان نیز الهام‌بخش باشد. اما اگر این روند با فشارهای بیرونی و تلاش‌های تخریبی متوقف شود، بازگشت به الگوهای گذشته محتمل خواهد بود.(به نقل از کبنانیوز)